اداره ارشاد زنجان پس از هزار اما و اگر و با پافشاریهای انجمن ادبی اشراق سرانجام با برگزاری مراسم یادبود سلطان غزل معاصر ایران ،حسین منزوی، موافقت کرد.
البته با توجه به بودجه بسیار ناچیزی که اداره ارشاد زنجان به برگزاری این مراسم اختصاص داده است نبا ید انتظار زیادی داشت .هر چند انجمن ادبی اشراق،مسئول برگزاری این مراسم سعی دارد از امکانات اندک موجود نهایت استفاده را نماید تا برنامه به بهترین نحو ممکن برگزار شود.
مراسم یادبود زنده یاد حسین منزوی از ساعت ۳۰/۴ تا ۳۰/۷عصر روز سه شنبه هفدهم اردیبهشت ماه در سالن سهروردی زنجان با حضور شاعران میهمان محمدعلی بهمنی ،غلامرضا طریقی،خلیل جوادی و جمعی از شاعران جوان انجمن شعر شهرستان قزوین برگزار خواهد شد.
چهار سال از درگذشت زنده یاد حسین منزوی، شاعر پر آوازه زنجانی، می گذرد.ولی تا کنون نه اداره فرهنگ و ارشاد ، نه انجمن ادبی اشراق و نه بنیاد منزوی که قرار بود شکل بگیرد شاید هم گرفته است! هیچکدام کاری در خور شان و نام حسین منزوی این ستاره بی بدیل آسمان غزل انجام نداده اند.باید بپذیریم که:کم کاری کرده ایم.
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
وماه را از بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود
گل شکفته!خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو ان دو خطیم موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریب کار دغل پیشه بهانه اش نشیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود
حسین منزوی
ششمین جشنواره شعرو قصه استان زنجان بهمن ماه سال گذشته توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد
اسلامی در شهر خرمدره وبا همکاری انجمن ادبی این شهر به گونه ای برگزار شد که ماهیت ادبیات
استان زیر سوال رفت.
حدود سه ماه از برگزاری این جشنواره می گذردولی تا کنون هیچ یک ازکسانی که دستی در نوشتن دارند و سالهاست که در زمینه های مختلف ادبی در این شهر فعالیت می کنند جز در محافل ادبی دوستانه به واکاوی ونقد جدی جشنواره ای که چنین مفتضحانه برگزارشد نپرداخته اند. همین موضوع سبب می شود متولیان برگزاری جشنواره از تمامی نقاط ضعف و مشکلات عمده ای که در برگزاری این جشنواره به چشم می خورد غافل بمانند و چنین فکر کنند که بضاعت ادبیات زنجان همین بود!!!!.
با این اوضاع آیا امیدی به بهتر و پربارتر برگزار شدن جشنواره هفتم باقی می ماند!؟
بخوانیدو نظر بدهید:
تا سه نقطه سه نقطه سه نقطه
چشم شب به من کور
خاکستری تر از آن باران نرمه نرمه کور
من از سکسکه ی سراب فهمیدم ماه فیروزه ایست
من در تشهد باران چشمهایت را عاشق شدم
عاشق شدم در سال وهم
ترس
تردید
شدم
شدم
شدم
سه ماه تحمل لب لرزه های شب
واینک بوسه ای برای خدا
تا ... ... ... .